باورت هست
انقدر کوتاه است
دیوار دلم
شوق پرش دارد
از این بی در و پیکر
بعد یک آن
خواب خرگوشی احساس
خس خس سینه تردید
خاک خورده
غم بی کسیم
۱۳۹۰ شهریور ۹, چهارشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه
آدرس خانه
کاش مادر
باورش بود
بیشتر گم می شوم
وقتی بزرگتر میشوم
آدرس خانه را
که پر از بویش بود
سنجاق به تنهای هایم می کرد
آنجا
ترک اگر می خورد
چیزی
وقتی
حادثه ای
کار بی بارانی بود
یا عابری دور
که برای دلخوشی خودش
روی حجم بی حوصله سیمان
غرور پا خورده خاک
یا سنگی نقاشی شده در بی خاطره گی
کمی تنهایی
کمی ایکاش
کمی حسرت دم کرده می پاشد
هر چه بود
آنجا همیشه برای عابری دور
سایه ای بود
آنجا کسی گم نمی شد
یا اگر در پچ پچ بی هنگام همسایه گم می شد
زود پیدا می شد
این روزها بی پچ پچ همسایه ها گم می شوم
هر بار از آرام گورستانی سر بدر می ارم
کاش مادر
آدرس خانه اش را
سنجاق به تنهای هایم می کرد
باورش بود
بیشتر گم می شوم
وقتی بزرگتر میشوم
آدرس خانه را
که پر از بویش بود
سنجاق به تنهای هایم می کرد
آنجا
ترک اگر می خورد
چیزی
وقتی
حادثه ای
کار بی بارانی بود
یا عابری دور
که برای دلخوشی خودش
روی حجم بی حوصله سیمان
غرور پا خورده خاک
یا سنگی نقاشی شده در بی خاطره گی
کمی تنهایی
کمی ایکاش
کمی حسرت دم کرده می پاشد
هر چه بود
آنجا همیشه برای عابری دور
سایه ای بود
آنجا کسی گم نمی شد
یا اگر در پچ پچ بی هنگام همسایه گم می شد
زود پیدا می شد
این روزها بی پچ پچ همسایه ها گم می شوم
هر بار از آرام گورستانی سر بدر می ارم
کاش مادر
آدرس خانه اش را
سنجاق به تنهای هایم می کرد
۱۳۹۰ مرداد ۱۴, جمعه
صدای تیشه
کوه ، از خورشید انگار بلند تر است
در این آغاز ظلمت
دستانم خالی است
و تاول اجدادی بر پا هایم
پر درد
سکوت شب را صدایی میشکند
با غرور
به سترگ سینه کش کوه نگاه می کنم
صدای تیشه ای می اید
در این آغاز ظلمت
دستانم خالی است
و تاول اجدادی بر پا هایم
پر درد
سکوت شب را صدایی میشکند
با غرور
به سترگ سینه کش کوه نگاه می کنم
صدای تیشه ای می اید
اشتراک در:
پستها (Atom)