لب ترک خورده زمین
به طعنه
انگار ، می خندد
چند ابر نقاشی می کنم
با حسرتی ماندگار
به خواهشیِ کم سو،
آمیخته
روی بی رحمی آسمان
برای دلخوشی
باغچه
باغبان
کوهستان
و آن خیابان دراز بی انتها
پر از چنارهای صبور
در این هرم تابستان
که رنگ فروشهای دورگرد بسیارند
عکس یک عابر دور
روی خاک خورده قاب پنجره
خواهم کشید
حکم فرجام یک انتظار
آغوش نیمه کا ره ام را، هم
به رویا، تمام خواهم کرد
چه خوش رنگ است
حتی در بی رنگی نبودنت
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر