های دخترکان نارس
به درد باشد
من پشت مرز بلوغتان
مردانی دیدم
به انتظار
که داستانها از شب بر باد رفتن آرزوهاتان می گفتند
و حریصانه
عشقتان را بی اذنتان،
از مردان پاسبانتان می خواستند
های دخترکان نارس
به گوش باشید
من مردانی دیدیدم
یا شاید
زنانی به ظاهر مادر
به مسلخ رفتن احساستان را
در محکمه ساختگی تقدیر
قضاوت می کردند
و حکم را در لباس حریری سفید به اجرا می گذاشتند
و مردی غریبه را پاسبان ابدیتان
های دخترکان نارس
من دخترکانی نارس در آغوشتان دیدم
که باید
به درد باشند
به گوش باشند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از به کار بردن واژه پدر عمدا پرهیز کرده ای و از زنان به ظاهر مادر سخن گفته ای. اما آن مردان پدرند و آن زنان نیز مادر. هرچند گاهی ناآگاه اند و گاهی ناچار اما دخترکانشان را دوست دارند.
پاسخ دادنحذفبه امید روزی که ناآگاهان، آگاه شوند و بی چارگان رها.