امروز صبح باران بارید
و کمیابترین لحظه ذهنم
در ناودان جاری شد
احساس با ضرباهنگ مدام باران
از سقف دلم چکه می کرد
در سبکی سیال ذهن
زیر شوق تند رگبار شایدهایی مدام
خواهش
کودکانه به صحن خیال دوید
فصل دلتنگی است
فصل خانه تکانی ذهن
آشنایی دیروز می گفت:
باید پنجره ها را عوض کنم
رو به خاطرات گذشته باز می شود
دلگیر است
اما من فکر کوچم
از این همه شایدها و بایدها ساکت و تکراری
کلاغهای بی خبری
دل کاج را می لرزانند
باد بی خیال دل تنگی کاج موهایش را شانه می کند
صف دلتنگی پایانی ندارد
اگر از ایکاشهایی مبهم شروع شود
به شاید هایی مدام ختم
امسال سال عجیبی بود
مادر قلبش را عمل کرد در تنهایی
پدر چشمانش را در سکوت
پیرمردی که هر روز نمازش را سر وقت در مسجد سر کوچمان میخواند مرد
و من باز فراموش کردم
راز زیستن را بی عشق
به بحث بنیشنم
با دخترک نابینایی همسایه
یاد بگیرمحل معادله چند مجهولی را
بفهمم چند معادله چند مجهول قابل حل است
هنوز هر بر راه بیمارستان را گم میکنم
بند انداختن چمنها را فراموش
و بدتر هنوز به تئوری داروین شک دارم
باز جایی شکرش باقی است
همه نامه هایم را پست کرده ام
و هر روز سر یک ساعت
صندوق نامه را خالی
پستچی
آدرس نامه ها یم را از بر است
خطم را خوب می شناسد
و اصرارم را به نوشتن یک نامه تکراری
باران باز می بارد
مثل پارسال ؛ سال پش از پارسال ؛ مثل هر سال
سالی جدید در راه است
فراموش نکنم اداره پست فردا تعطیل است
نروم پشت در بمانم؛مثل پارسال؛ سال پش از پارسال
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
زیبا و پر احساس مثل همیشه. تو از قدیم ذوق و استعداد خوبی داشتی تو این کار
پاسخ دادنحذفیک بار قبل از این که نوشته ات رو پست کنی، با دقت بخون که غلط املایی نداشته باشه. فکر می کنم می خواستی بگی امروز صبح باران بارید اما نوشتی باران برد!! بقیه اش حرف نداره
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.
پاسخ دادنحذفاداره پست برای تو که همیشه منتظ خواند نامه ه ایی مملو از خبرای ناب هستی بازه.اما گاهی ممکنه ادرسش عوض شه.لذت بردم.نه برای تظاهر.برای اینکه قلمت منو یاد یک حس ناب میندازه.یاد کوچه پس کوچه نمناک و هوای بارونی که این روزا فقط سوز سرماش نصیبمون شده و خیسی بارونش توی رویا ها ثبته.
اگر،از ایکاشهای مبهم شروع میشود و به شاید هایی مدام ختم میشود.اما ادامه بده.قلمت زیباست و من برایش ارزش قایلم.
با تشکر و سپاس
پاسخ دادنحذفباران احساس غريبي داره يه احساس دلتنگي و غم كه خوب حس ميشه لحظه اي كه تموم خاطرات غمناك جلوي چشم مياد ولي وقتي عنوان شعر "بارونه" بايد روي بارون زوم كني اگر نه فقط فوكوس غمهاييه كه تو بارون به يادت مي آد عنوان شعرو عوض كن مثلا "باران خاطرات دلتنگي"
پاسخ دادنحذف