۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

جرم

از سمت کدام قبیله می آیی
اینجا زندانبانهایش
از زندان خسته
در گورستان لانه دارند

با کدام حنجره می خوانی
اینجا بیداد به داد آمده است
از سخاوت شلاقهای لخت

از کدام غریزه می گویی
اینجا فقر در حجله عروسکان چهار ده ساله
هر شب بی شرم
به نوبت هم اغوشی نشسته

از سخاوت کدام دستان باز می گویی
اینجا کودکان یتیم
دستانی زبر می بینند
در گذرگاهای طولانی هر روزشان
به سمت مادرانشان دراز
و مادرانشان به شرم و ناچاری

کدام واژه ناب بر لب داری
اینجا تمام واژه پاک
در چشمان به خون نشسته مردان قبیله
دو دو میزنند
و در پچ پچ شبانه صاحبانِ غریبه قبیله اسیرند

از سمت کدام قبیله می آیی
بویی نسیم میدهی
اینجا غریبی
بودنت اینجا جرم است
جرم است
جرم

۱ نظر:

  1. فضا سازی شعر خیلی عالی است , کلی وحشت کردم
    چن جا رو خوب نفهمیدم :
    1- اینجا کودکان یتیم , دستانی زیر می بینند در ...!!!?
    2- اینجا تمام واژه پاک ...دودو میزنند ....اسیرند. فک کنم یا باید بگی واژه های پاک یا پسوند فایل ها رو عوض کنی به دودو میزند و اسیر است

    پاسخ دادنحذف