ابر آمد
باران بارید
تنها
اما
به نقاطی که سبز بود
کویر
در نبود آن بخشش یکسان
کویر
باقی ماند
اما شب
در سخاوت آسمان
کویر
پر از ستاره شد
در جنگل
ابر ستاره را پوشانید
در گرگ و میش صبح
در حاشیه لخت کویر
موذن
نماز می خواند
در عمق جنگل
هیزم شکن
آتش روشن می کرد
سقف کویر انگار به خدا نزدیکتر بود
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر